جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از مبانی بسیار اساسی در حکمت یمانی میرداماد که هم وجه تمایز آن با فلسفه قبل از میرداماد است و هم در حکمت متعالیه تأثیرگذار بوده، این است که وی، کل عالم امکان را یک واحد شخصی دانسته و دیدهاست. یعنی همه این عوالم با همه اجزای و تکثراتی که دارند، یک نظام واحد بهم پیوسته را تشکیل میدهند که وحدت آنها یک وحدت اعتباری یا وحدت مجموعه ای نیست، بلکه دارای یک وحدت شخصی است که مرتبط و مستند به وجود حق تعالی است و بنابراین مبدء تشخص و شخصیت آن، همان تشخص او تبارک و تعالی است. کل نظام عالم به عنوان یک واحد شخصی، شامل همه مراتب طولی و عرضی، حتی صادر اول نیز، میشود و بنابراین کل نظام عالم، بدون هیچ واسطه ای مرتبط به وجود حق تعالی و مجعول به جعل او است. این نگاه فلسفی به عالم و نحوه صدور آن، از نگاه فارابی و ابن سینا، کاملاً متمایز و ممتاز است و ردپای همین نگاه را میتوان در فلسفهٔ ملاصدرا نیز دنبال نمود. عبارت میرداماد در این زمینه سلیس و شیوا است: «فاذن، النظام الجملیّ الواقع بنفسه مرتبط بالمبدع الحق و هو، سبحانه بنفس ذاته لابتوسط امرمّا، اذ لا خارج اصلاً فاعله و مقتضیه، فالنظام الوحدانی الجملیّ مرتبط بوحدته و هویته بالواحد الحق المتشخص بذاته، فهو لا محاله، موجود متشخص بالذات، و نحو وجود فائضاً عنه سبحانه هو تشخصه و مبدأ شخصیته». «و اما اذا لو حظت جملتها بحسب النظام المتسق الجملیّ الواحد، فلیس هناک الا موجود واحد بالنظم، متکثر بالتالیف، مستند بجمیع اجزائه الی الجاعل مره واحده و متشخص به، فیکون هو الفاعل و الغایه علی الاطلاق، و هو الوجود و التشخیص القائم بالذت، و لا وجود و لا تشخص و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم»
💡 یک تمایز ساده برای ابژه و سوژه این است: مشاهدهگر در مقابل چیزی که مشاهده میشود. در موارد خاصی که مربوط به تشخص است، ابژه و سوژه را میتوان قابل تعویض در نظر گرفت، که هر برچسب فقط از یک منظر، یا آن دیدگاه اعمال میشود. سوژهها و ابژهها با تمایز فلسفی بین ذهنیت و عینیت مرتبط هستند: وجود دانش، ایدهها یا اطلاعات، وابسته به یک سوژه (ذهنیت) یا مستقل از هر ابژه (عینیت).