بیرون گرفتن

لغت نامه دهخدا

بیرون گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خارج کردن. بیرون آوردن: هرگاه که از این شیاف ملول شود، شیاف بیرون گیرند... ( ذخیره خوارزمشاهی ). پس از تنور برآرند و بنهند تا سرد شود و بگشایندو از خمیر بیرون گیرند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || دور کردن. خارج کردن: هفت دواج بیرون گرفت یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی بغایت نادر. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 44 ). موسی آن سنگ را که بر تابوت سکینه نهاده بود بیرون گرفت. ( قصص الانبیاء ص 120 ).

فرهنگ فارسی

خارج کردن ٠ بیرون آوردن ٠ یا دور کردن ٠ خارج کردن ٠

جمله سازی با بیرون گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طراحی داخلی این خودرو مجهز به فناوری‌های کاربرپسند و منحصربه‌فرد است که ارائه‌کننده تجربه تعاملی کاربر همراه باظرافت و زیبایی می‌باشد. طراحی بیرونی آن نیز با الهام گرفتن از اتومبیل اصیل ایزابلا به سرانجام رسیده‌است.

💡 با این وجود جنبش بر تمایلات غیر همگانی خود صادقانه پابرجا ماند، وقتی که خدمتکار خدای برای حفاظت از هزاران سیک و هندو که نگران مورد هجمه قرار گرفتن در پی افزایش خشونت‌ها پیش از جدایی بین هندوها و مسلمانان بودند، بیرون آمدند[۱۶].

💡 در حدود ۸۰ سال پیش این جزیره به استقلال خود حرکت می‌کرد تا اینکه بریتانیایی‌ها از جزیره بیرون رفتند. سپس فدراسیون مالزی با دربر گرفتن صباح، برونئی، سنگاپور و شبه‌جزیره مالایی تشکیل شد، ولی برونئی و سنگاپور به راه خود رفتند و از فدراسیون خارج شدند. هم‌اکنون سنگاپور و برونئی دو کشور جداگانه‌اند.