بز گوش

لغت نامه دهخدا

بزگوش. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) در میان دره، سیاه بن را گویند.
بزگوش. [ ب ُ ] ( اِخ ) یکی از کوههای آذربایجان. رجوع به جغرافیای غرب ایران ص 24 شود.
بزگوش. [ ب ُ ] ( اِخ ) از اشعار شاهنامه برمی آید که محلی بوده است:
ز بزگوش تا شهر مازندران
رهی زشت و فرسنگهای گران.فردوسی.ز بزگوش و سگسار و مازندران
کس آریم با گرزهای گران.فردوسی.وز آن روی بزگوش تا نرم پای
چو فرسنگ سیصد کشیده سرای.فردوسی.

فرهنگ فارسی

در میان دره سیاه بن را گویند.

جمله سازی با بز گوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوش کن یک سبق از درس محبت، گرچه، دفتر و درس و ادیب و کتب و مکتب از اوست

💡 کمانت گوش گردون را به زور چله می آرد که را دستی که دل از نیش پیکان تو بردارد

💡 شعبات دیگر جراحی مانند نسایی ولادی در ملالی زیژنتون، چشم در مؤسسه نور و گوش و گلو در میوند روغتون تأسیس گردیدند. کنون در افغانستان به‌خصوص کابل فن جراحی پیش رفته وجود دارد.

💡 اما مؤمن را مانند زکامی درگیرد و بیش از آن او را رنج نبود و بر کافر و منافق صعب باشد، که دود در باطن وی شود و از بینی و گوش و زیر وی بیرون میآید و ظاهر و باطن وی میسوزد.

💡 گوهر عشق عزیز است نگهدار اسیر گوش هر بی سر و پا را صدف راز مکن

💡 عمارت چهلستون ساختمانی هشت گوش و در دو طبقه به مساحت تقریبی ۵۰۰ مترمربع بنا شده‌است.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز