ابی بن خللف

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
ابوعامر، اُبی بن خلف بن وهب بن حذافة بن جمح، از قبیله قریش، تیره بنی جمح و از دشمنان سرسخت پیامبر.   اُبی بن خلف و برادرش امیه، از اشراف قریش در جاهلیت بودند که در دشمنی با پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان، گوی سبقت از دیگران می ربودند. او از دلیران عرب بود؛ چنان که عمرو بن عاص در مشاجره ای با عمارة بن ولید بن مغیره می گوید: من از همه بزرگان بهره ای برده ام، از اُبی دلیری را.
آنچه در زندگانی اُبی دیده می شود، سراسر تکبُّر و سرکشی است. امام علی علیه السلام در احتجاج با دانشمندی یهودی، اُبی را از فرعون هایی می شمارد که پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی آنان برانگیخته شده است.
به روایتی، سبب پیدایش پیمانِ جوانمردان (حلف الفضول) که رسول خدا صلی الله علیه و آله حتی پس از اسلام بدان مباهات می کرد، ستم اُبی در معامله با «قیس بن شیبه» یا «لمیس بن سعد» بود. شعر لمیس نیز بر آن گواه است. همچنین آورده اند: وقتی امیه یکی از بردگانش را شکنجه می کرد، اُبی می گفت: عذابش را افزون کن.
کینه ورزی و دشمنی اُبی با رسول خدا صلی الله علیه و آله از ابتدای بعثت آشکار است. وی و گروهی از سران شرک به دیدار ابوطالب شتافته، خواستار باز ایستادن رسول خدا صلی الله علیه و آله از دعوت به توحید شدند.
وی همچنین دیگران را از گرایش به اسلام بازمی داشت. آورده اند که «عقبة ابن ابی معیط» دوستِ صمیمی اُبی که مراوده اندکی نیز با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت، حضرت را به ضیافتی دعوت کرد؛ اما پیامبر دست به طعام نبُرد تا عقبه شهادتین بر زبان جاری سازد و او نیز چنان کرد.
وقتی اُبَی از این رویداد آگاه شد بر عقبه سخت عتاب کرد و عذر نپذیرفت جز آن که بر چهره پیامبر صلی الله علیه و آله آب دهان اَفکَنَد. برخی گفته اند: او به این کار موفق نشد؛ اما عده ای بر این باورند که عقبه برای جلب رضایت اُبی، خواستِ او را برآورد و بسزای ارتداد خویش، در نبرد بدر به فرمان پیامبر سر از کف بداد.
پس از نزول آیات اول سوره روم که از پیروزی روم بر ایران خبر می داد، اُبی از سرستیز با ابوبکر بر عدم تحقق وعده الهی شرط بست؛ اما با تحقق آن ابوبکر صد شتر ماده به چنگ آورد.

جمله سازی با ابی بن خللف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمر بن خطاب با توجه به فراوانی و انبوهی مسلمانان در مسجد النبی و نبود جای کافی برای برگزاری فرایض و اعتکاف و نیایش و زیارت، تصمیم گرفت تعدادی از خانه‌های اطراف مسجد را برای توسعهٔ مسجد ویران کند. او برای این کار لازم دید که خانهٔ عباس بن عبدالمطلب را خراب کرده به مسجد بیفزاید. ولی عباس راضی به فروش یا بخشش خانه نشد، پس درگیر شدند. پس از این که ابی بن کعب در حکمیت خود حق را به عباس بن عبدالمطلب داد وی گفت «اکنون که فرمان خدا روشن شد خانه‌ام را به مسلمانان می‌بخشم». در هر صورت، خلیفهٔ دوم پس از دست‌یابی به خانهٔ عباس و خریداری بخشی از خانهٔ جعفر بن ابی‌طالب برادر علی مسجد را گسترش داد.

💡 طباطبایی، مفسر شیعی به نقل از گروهی از مفسران در معنای سوره آورده‌است که خدا بلایی را بر سر اصحاب فیل آورد تا قریش در مکه بماند یا دوباره به شهر بازگردد و مکه به این سبب تعظیم شود و محمد -پیامبر اسلام- در این شهر تولد بیابد و به نبوت مبعوث گردد. بر اساس گزارشی که در منابع اهل سنت موجود است، در قرآنی که ابی بن کعب، از صحابهٔ محمد، نوشته بود، بین این دو سوره آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» وجود نداشت.