دفتر خدمات مسافرتی
مترادفها
آژانس مسافرتی
فرهنگستان زبان و ادب
{travel agency} [گردشگری و جهانگردی] دفتری که فراهم کردن بلیت و محل اقامت و گاه خدماتی مانند اخذ روادید و بیمۀ مسافرتی را برعهده دارد متـ. سفرگذاری
ویکی واژه
دفتری که فراهم کردن بلیت و محل اقامت و گاه خدماتی مانند اخذ روادید و بیمۀ مسافرتی را برعهده دارد
جمله سازی با دفتر خدمات مسافرتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از جمله آنها عبارتند از: معدنی سجاد، نوآور، توسعه باغات سبز و صنایع جانبی، صنعتی و سرمایهگذاری سپنتا (صنعتی سپنتا)، صنعتی و تولیدی آلومرول، گروه صنعتی نقش ایران، دفتر خدمات مسافرتی ایرانتور (ایران تور)، شیمی دارویی ریحانه اصفهان، تولیدات پتروشیمی قائد بصیر، مؤسسه صندوق قرض الحسنه ایسار بنیاد، بازرگانی تعاهد وحدت، سرمایهگذاری البرز، کارخانجات پارس ماشین، کشت و صنعت پیاذر، لالههای خرداد (کشت و صنعت لالههای ۱۵ خرداد)، تجارتی پایور ایران، افشره، کی.بی.
💡 من برای هماهنگی تمام جزئیات سفر تابستانی خود و رزرو بلیط هواپیما و اقامتگاه، تصمیم گرفتم به یک دفتر خدمات مسافرتی معتبر در مرکز شهر مراجعه کنم.
💡 اگر قصد دارید برای تعطیلات خود برنامهریزی کنید، بهتر است از طریق یک دفتر خدمات مسافرتی با تجربه، بهترین قیمتها و برنامههای گردشگری را پیدا کنید.
💡 آن دفتر خدمات مسافرتی با ارائه خدمات بسیار عالی و قیمتهای مناسب، توانسته است مشتریان زیادی را برای سفرهای خارجی و داخلی به خود جذب کند.