اهول
لغت نامه دهخدا
اهول. [ اُ] ( ع مص ) زن خواستن. با اهل شدن. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( بحر الجواهر ). تأهل. زن خواستن. با اهل شدن. || آرام یافتن و بی پژمان شدن به کسی. ( ناظم الاطباء ). || اهل بالمکان ( مجهولا )؛به اهل خویش آبادان گردید آن جای. ( ناظم الاطباء ).
اهول. [ اَهَْ وَ ] ( ع ن تف ) باهول تر. ترسناک. یقال: ما اهول؛ چه هولناک است. ( ناظم الاطباء ). هول تر.( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). گویند: اهول من الحریق.اهول من السیل. و رجوع به مجمعالامثال میدانی شود.
فرهنگ فارسی
با هول تر. ترسناک
جمله سازی با اهول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پارهای از ساختمانهای کهن نبونعید اطلاعاتی در مورد جنگ بین پارسیها و مادها بدست آمدهاست. طبق استوانه معروف به سیپار، خداوند مردوک، رؤیایی به سراغ نبونعید فرستاد که در آن رؤیا به مردوک دستور میداد تا معبد اهولماهول را مرمت و بازسازی کند، معبدی که به خدای سین تقدیم شده بود (این معبد در شهر حران در شمال میانرودان واقع شده بود). در سال ۶۰۹ پ. م، این معبد طی نبرد حران، توسط سربازان ماد که با آشوریها در جنگ بودند، تخریب شد و از آن زمان به حالت خرابه باقی مانده بود. نبونعید در همان رؤیای خود به مردوک اظهار داشت: «اومانماندا معبدی را که تو میگویی، محاصره کردهاست و قدرت او بسیار زیاد است». مردوک پاسخ داد: «نه او و سرزمینهای آنها و نه شاهی که به طرفداری از وی برمیخیزد، هیچیک باقی نخواهند ماند» (و به راستی) هم هنگامی که سال سوم فرا رسید، این مردوک بود که علیه آنها برخاست. کوروش شاه اَنشان، برده جوانش، با سپاهی اندک بهطور قاطع، سپاه فراوان اومانماندا را شکست داد و آستیاک را اسیر کرد که همان شاه آنان بود، وی را در زنجیر به سرزمین خود برد. در متن و کتیبه دیگری از نبونعید باز هم به معبد اهولهول اشاره شدهاست. معبدی که برای مدت پنجاه و چهار سال مخروبه بود تا آنکه توسط اومانماندا با خاک یکسان شد.