اعاله

لغت نامه دهخدا

( اعالة ) اعالة. [ اِ ل َ ] ( ع مص ) اعاله فریضه؛ فزودن بر آن. ( از متن اللغة ). افزودن در حساب فریضه و برآوردن سهام فرائض را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). افزون کردن فرائض. ( تاج المصادر بیهقی ). || نفقه و قوت دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نفقه عیال دادن. ( از متن اللغة ). اعاله عیال خود؛ کفایت کردن و قوت دادن به ایشان. ( از اقرب الموارد ). عیالداری کردن و کافی گشتن آنها را. ( منتهی الارب ). || حریص گشتن. ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). در منتهی الارب این معنی در ذیل یایی آمده است. بسیارعیال شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ). || خداوند عیال شدن. ( از متن اللغة ) ( تاج المصادر بیهقی ). || درویش شدن. فقیر شدن. ( منتهی الارب ). در جستجوی شکار بودن. ( از متن اللغة ). || جستجو کردن گرگ و پلنگ و شیر، شکاررا. ( از متن اللغة ). و رجوع به اعوال و اعیال شود.

فرهنگ فارسی

اعاله فریضه فزودن بر آن. افزودن در حساب. فریضه و بر آوردن سهام فرائض را. افزون کردن فرائض.

جمله سازی با اعاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نصوص حقوقى كه مسؤ وليت مستقيم دولت را در اين خصوص روشن گردانيده و نشان دهندهآن است كه ضمان در اين مورد ضمان اعاله (يعنى تضمين اداره زندگى مكفىو متناسب قشر آسيب پذير اجتماع است ) موجود است. از امام صادق (عليه السلام )نقل شده است كه رسول اكرم (صلى الله عليه وآله ) فرموده: هركس كشتزارى بر جاىمى نهد، محافظت از آن به عهده من است و هر كس مديون بميرد، اداى دينش ‍ وظيفه من است وهر كس مالى از خود برجاى گذارد در تصرف من قرار مى گيرد. (431)

💡 مرحوم شهيد صدر اعلى الله مقامه در كتاب اقتصادنا مى فرمايد: مسؤول ى ت و ضمانت دولت در اين مورد ضمان اعاله تهيهوسائل و لوازم زندگى افراد به طور مكفى است. مفهوم مكفى، مفهومى است وسيعوقابل انعطاف، بدين معنى كه هر چه درجه رفاه و آسايش عمومى بيشتر شود مضمونفوق گسترش مى يابد، بنابراين دولت بايد حاجتهاى اصلى و عمومى: غذا، مسكن ولباس را تاءمين كند. اشباع اين حاجتها بايد از لحاظ كميت و كيفيت با توجه به شرايطروز كافى و شايسته باشد، بعلاوه حاجتهاى درجه دوم كه بواسطه بالا رفتن سطحزندگى پيدا مى شود را برطرف نمايد. (429)