لغت نامه دهخدا
علوانیه. [ ع َل ْ نی ی َ ] ( اِخ )قریه ای است کوچک جزء آبادی «رضاگاهی » که دهی از دهستان جزیره صلبوخ بخش مرکزی شهرستان آبادان است. رجوع به رضاگاهی شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
علوانیه. [ ع َل ْ نی ی َ ] ( اِخ )قریه ای است کوچک جزء آبادی «رضاگاهی » که دهی از دهستان جزیره صلبوخ بخش مرکزی شهرستان آبادان است. رجوع به رضاگاهی شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیها و ورزشهای محلی رایج در روستای رُگبه عبارتند از: امحیه، غمیضه، اماحجیم، اچعاب، امحیبس، سوارکاری، شنا و شکار. از جمله ویژگیهای فرهنگی مردم روستای رُگبه میتوان به برگزاری مراسم عید فطر و غدیر و همچنین عزاداریهای ماه محرم و صفر، با آیینها و رسوم ویژه اشاره کرد. موسیقی در میان مردم این روستا جایگاه خاص دارد. از جمله مهمترین گوشههای مقامی موسیقی که توسط نوازندگان محلی روستا نواخته میشود میتوان به گوشههای ابوذیه، علوانیه، دارمی، موال و احلیوی اشاره کرد.
💡 حسان در سال ۸۳ در جشنواره منقبت خوانان در تهران توسط حوزه هنری به جامعه موسیقی کشور معرفی شد چرا که وی آوازهای حماسی و مذهبی میخواند و همچنین با موسیقی علوانیه آشنایی کامل داشت و یکی از خوانندگان برجسته عرب خوزستان بود که در زمان احمد حسن البکر رئیسجمهور سابق عراق درجشنواره سالانه خوانندگان و موسیقیدانان برگزیده شد.