زبان تحلیلی
مترادفها
زبان تحلیلگر
فرهنگستان زبان و ادب
{analytic language} [زبان شناسی] زبانی با واژه هایی عمدتاً یک تکواژی و دارای صورت ثابت که روابط نحوی را معمولاً با ترتیب واژه ها و استفاده از نقش نما نشان می دهد
ویکی واژه
زبانی با واژههایی عمدتاً یکتکواژی و دارای صورت ثابت که روابط نحوی را معمولاً با ترتیب واژهها و استفاده از نقشنما نشان میدهد.
جمله سازی با زبان تحلیلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ویتنامی مانند بسیاری از زبانهای دیگر در آسیای جنوب شرقی و شرق آسیا یک زبان تحلیلی با نواخت واجی است. این زبان دارای ترتیب نهاد-فعل-مفعول در جمله است. ویتنامی همچنین از رابطهای شماری و توصیفکنندهها استفاده میکند. واژگان آن تأثیر قابل توجهی از چینی و فرانسوی پذیرفتهاند.
💡 ویتنامی، مانند چینی و بسیاری از زبانهای آسیای جنوب شرقی، یک زبان تحلیلی است. ویتنامی از صرف، حالت، جنسیت، شمار یا زمان استفاده نمیکند. همچنین مانند سایر زبانهای منطقه، نحو ویتنامی با ترتیب ناهد-فعل-مفعول مطابقت دارد، از توصیفکننده استفاده میکند و دارای یک سامانه رابط شماری برای اسم است. ویتنامی همچنین ضمیر انداز است و اجازه ساخت زنجیره فعلی را میدهد.
💡 استفاده از یک زبان تحلیلی دقیق در گزارشهای علمی، به پژوهشگران کمک میکند تا نتایج خود را به شکلی شفاف و قابل فهم بیان کنند.
💡 در رشتههای علوم اجتماعی، برخورداری از زبان تحلیلی قوی برای تفکیک مفاهیم پیچیده و ارائه استدلالهای منطقی امری بسیار ضروری و حیاتی است.
💡 وی با بهرهگیری از زبان تحلیلی در نقد ادبی، توانست ابعاد پنهان و لایههای معنایی مختلف اثر نویسنده را به خوبی آشکار سازد.