لغت نامه دهخدا
دورباد. ( فعل دعایی، صوت ) کلمه دعا؛ یعنی خدا منع کناد و اتفاق نیفتاد. ( ناظم الاطباء ). به محل دعا مستعمل است مرادف خدانخواسته. ( آنندراج ). حاشا! پرگست ! حاشاک ! حاشا لک ! دور از تو. برگست باد. دور باد از تو. ( یادداشت مؤلف ).
دورباد. ( فعل دعایی، صوت ) کلمه دعا؛ یعنی خدا منع کناد و اتفاق نیفتاد. ( ناظم الاطباء ). به محل دعا مستعمل است مرادف خدانخواسته. ( آنندراج ). حاشا! پرگست ! حاشاک ! حاشا لک ! دور از تو. برگست باد. دور باد از تو. ( یادداشت مؤلف ).
کلم. دعا یعنی خدا منع کناد و اتفاق نیفتاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست دور باد از شادی، آن کو یار غمهای تو نیست
💡 روزى كه فرشتگان را ببينند آن روز گنهكاران را نويدى نيست و دور باد گويند (22).
💡 دور باد از ساحتش باد خزان حادثات تا همایون بقعه در نزهت بهار عالم است
💡 کمال یافت بمردانگیت دین هدی که دور باد ز مردانگیت عین کمال
💡 دور باد قوم ثمود از لطف و رحمت پروردگار و نفرين بر آنها (الا بعدا لثمود).
💡 95 - آنـچـنـان كـه گـوئى هـرگـز از ساكنان آن ديار نبودند، دور باد مدين (از رحمت خدا)همانگونه كه قوم ثمود دور شدند!.