جهد کردن

لغت نامه دهخدا

جهد کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کوشش کردن. سعی کردن:
ور جهد کند خواجه و گوید نخورم می
با جان و سر سلطان سوگندش میده.منوچهری.جهد کردیم تا نیالاید
بخرابات دامن پرهیز.سعدی.ای نفس جهد کن که چو مردان قدم نهی
ور پای بسته ای بدعا دست برگشا.سعدی.بسر نیامده طومار عمر جهدی کن
که چون قلم ز تودر هر قدم اثر مانَد.صائب.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کوشش کردن سعی کردن رنج بردن.
کوشش کردن سعی کردن

جمله سازی با جهد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راه جستن زتو هدایت از او جهد کردن زتو عنایت از او

💡 شرط است وفا به عهد کردن در پاس عهود جهد کردن

💡 و گفت: دلها را جایگاهها است دلی است که جای ایمان است شفیق است بر همه مسلمانان و جهد کردن در کارهای ایشان و یاری دادن ایشان در آنچه صلاح ایشان درآن بود و دلی است که جایگاه نفاق است علامت آن حقد است و غل و حسد.

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز