بطرق

لغت نامه دهخدا

بطرق. [ ب َ رَ ] ( معرب، اِ ) بَطرَقَة. مقامی در نزد رومیها. ( دزی ج 1 ص 94 ). || لایق و سزاوار چنین مقامی و امروزه در نزد مسلمانان شمال افریقا وجود دارد و نشانه آنها تاجی است بنام «تاج البطرقة». ( دزی ج 1 ص 94 ). و رجوع به بطریق و بطرک شود.

فرهنگ فارسی

برقه مقامی در نزد رومیها. یا لایق و سزاوار چنین مقامی و امروزه در نزد مسلمین شمال افریقا وجود دارد و نشان. آنها تاجی است بنام ٠

جمله سازی با بطرق

💡 مؤ لف: در اين معنا روايت ديگرى در الدر المنثور از ابن عدى و خطيب از جابر ازرسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و همچنين بطرق ديگرى از ابن عباس و ديگران آمدهاست.

💡 مؤ لف: اينكه فرمود: (تنها شفاعتم...) مطلبى استكه بطرق بسيارى از طريق شيعه وسنى از آنجناب روايت شده، و اگر بياد داشته باشيد، همين معنا را از آيات فهميديم.

💡 مؤ لف: و اين حديث بطور مستفيض يعنى بطرق بسيار زياد از زرارهنقل شده هم كلينى آنها را آورده، هم صدوق، و هم عياشى و همه اينها به چند طريق از اونقل كرده اند.

💡 علاوه، اينكه گفته است: (اينك در اين آيه بطرق استيناف مطلب را از سر گرفته )بكلى اتصال و ارتباطى را كه در ميان آيات مورد بحث بچشم مى خورد از بين مى برد؛چون در اول گفتار گفتيم اين طائفه از آيات يك غرض اصلى و استقلالى دارند كه همهمطالبشان در پيرامون آن است.

💡 و مانند مضمون گذشته را قمى و عياشى در تفسير خودشاننقل كرده اند و رواياتى هم بطرق عامه از مجاهد در اين باره هست، و طبرى هم همان مضمونرا در تاريخ خود نقل كرده و همچنين ثعلبى در قصص الانبياء اينقول را به عموم علماى گذشته نسبت داده.