پیش شدن

لغت نامه دهخدا

پیش شدن. [ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیش رفتن. جلو رفتن. بحضور رفتن.تبکیر. تبکر ( منتهی الارب ). برابر رفتن:
بفرمود تا موبد موبدان
بشد پیش با نامور بخردان.فردوسی.این دل مسکین من اسیر هوا شد
پیش هزاران هزار گونه بلا شد.معروفی.رقعتی نبشتم بشرح تمام و پیش شدم. ( تاریخ بیهقی ). اندلاق؛ پیش شدن و بیرون آمدن از جای خود. اسنفت الناقةالابل؛ پیش شد شتر ماده شتران را. سنفت الناقة سنفاً؛ پیش شد شتر ماده از شتران. ( منتهی الارب ). || سبقت گرفتن. جلوتر رفتن. سابق آمدن. رفتن قبل از کسی. زم؛ پیش شدن در رفتن. ( منتهی الارب ).
- پیش شدن منصوبه؛ برقیاس پیش شدن کار. ( آنندراج ).
- پیش کسی یا چیزی شدن؛ استقبال او کردن.
|| پیشرفت کردن. منتج به نتیجه شدن. پیشرفت داشتن. بحصول پیوستن. این دولتی است شده ( رفته )و ممکن نیست که این کار پیش شود. ( تاریخ سیستان ). پیش نشدن، پیشرفت نکردن، منتج به نتیجه ای نشدن: سالار بکتغدی گفت این هر دو هیچ نیست و پیش نشود آب ما ریخته گردد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 221 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پیش رفتن جلو رفتن بحضور رفتن: رقعتی نبشتم بشرح تمام و پیش شدم. ۲- سبقت گرفتن جلوتر رفتن: زم پیش شدن در رفتن. ۳- پیشرفت کردن پیشرفت داشتن بنتیجه رسیدن: سالار بکتغدی گفت: این هر دو هیچ نیست و پیش نشود و آب ما ریخته گردد.

جمله سازی با پیش شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی رزم باید همه همگروه شدن پیش لشکر بکردار کوه

💡 با اخراج یک بازیکن کامرونی و ده نفره شدن این تیم، باورها بر این بود که آرژانتین به سادگی کار را یکسره خواهد کرد. اما درست شش دقیقه بعد نتیجه‌ای حیرت‌انگیز، کار را یک بر صفر به سود کامرون کرد. با وجود حتی نه نفره شدن کامرون در دقیقه ۸۹ این دیدار باز هم آرژانتین نتوانست کاری از پیش ببرد و کامرون در نخستین بازی جام ۹۰ ایتالیا شگفتی بزرگی را رقم زد.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز