پخته کردن
مترادفها
پختن، آماده کردن، رسیده کردن
متضادها
خام کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ )(مص م. )۱ - کامل کردن. ۲ - آماده ساختن کسی برای انجام کاری.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- کامل کردن با تمام رساندن. ۲- مهیا کردن کسی برای اجرای عملی.
ویکی واژه
کامل کردن.
آماده ساختن کسی برای انجام کا
جمله سازی با پخته کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «فـَلَزنِ» نانیست آمیخته به مهیاوه و روغن و با سرشت کردن آرد و نرم شدن آن، با انداختن بر روی تاوه (تَوُه) یا بریزه درست و پخته میشود. در روزگاران پیشین وقتی عروسی میشد عبدالله صالحی تمام فامیلها را با هم جمع میکرد و فلزن را برای صبحانه عروسی آماده میکد.
💡 امروزه در بیشتر کشورهای دنیا از جمله ایران فلافل از نخود کوبیده درست میشود. در فلافلفروشیهای ایران برای طعمدار کردن آن از تخم گشنیز، زیره و کمی سیبزمینی پخته استفاده میشود. در کشورهای عربی معمولاً از گشنیز تازه استفاده میشود و رنگ فلافل کمی سبز میشود. رنگ درون طعمیه که به جای نخود با باقلا درست میشود، کاملاً سبز است.