واژهی منظور کردن در زبان فارسی دارای کاربردها و دامنههای معنایی متنوعی است که هر یک در بافتهای گوناگون جایگاه خود را مییابند. در نخستین و اساسیترین سطح، این فعل به معنای پسندیدن و پذیرفتن چیزی یا شخصی بهکار میرود. این پذیرش میتواند حاکی از موافقت، انتخاب یا ابراز علاقهی فرد نسبت به موضوعی مشخص باشد، به گونهای که گوینده یا فاعل، آن را بر گزینههای دیگر ترجیح دهد و به رسمیت بشناسد.
در کاربرد دوم، منظور کردن به معنای مورد توجّه قرار دادن یا در کانون توجه آوردن است. در این معنا، تأکید بر عمل تمرکز آگاهانه بر روی شخص، شیء یا ایدهای خاص است، بی آنکه لزوماً بار ارزشی مثبت یا منفیِ شدیدی همراه داشته باشد. این مفهوم غالباً در موقعیتهای رسمی، تحلیلی یا آموزشی ظاهر میشود که در آنها، موضوعی برای بررسی دقیق یا اعلام عمومی، برجسته و مشخص میگردد.
سومین معنای این فعل، که کاربردی عملی و گسترده دارد، به حساب آوردن یا در محاسبه و ملاحظات گنجاندن است. در اینجا، منظور کردن بهعنوان عملی منطقی و حسابگرانه ظاهر میشود که طی آن، فرد یا نهاد، عاملی را در معادلات، برنامهریزیها، تصمیمگیریها یا حقوق و تکالیف خود وارد میکند. این مفهوم بهویژه در متون اداری، حقوقی، مالی و اجتماعی کاربرد دارد و نشاندهندهی درنظرگیری دقیق و قانونمند یک متغیر یا عنصر در یک مجموعه یا فرایند است.