نامتخصصان، بر پایهٔ حکم روشن عقل و نیز با تأکید آموزههای شرعی، شایسته نیست تنها بر اساس آشنایی اجمالی و ناقص با برخی آیات قرآن کریم، پارهای از روایات و عباراتی از متون فقهی، در حوزهٔ فقه بهویژه در مسائل پیچیده، دقیق و گاه حلنشدهٔ آن به اجتهاد یا اظهار نظر بپردازند. فقه اسلامی دانشی ژرف و گسترده است که فهم درست آن مستلزم سالها تحصیل، ممارست علمی و آشنایی دقیق با مبانی، اصول و روشهای استنباط است. از اینرو ورود شتابزده و غیرمتخصصانه به این عرصه، افزون بر آنکه کمکی به فهم دین نمیکند، ممکن است به برداشتهای نادرست و داوریهای شتابزده بینجامد.
البته طرح پرسش و جستوجوی حقیقت، حقی طبیعی و مسلّم برای هر حقیقتجویی در مسیر دینشناسی است. پرسیدن برای رفع ابهام، زدودن تردیدها و دستیابی به فهمی روشنتر از معارف دینی نهتنها ناپسند نیست، بلکه امری پسندیده و ضروری به شمار میآید. با این حال، میان «پرسشگری برای فهم» و «تحلیل، تفسیر و نظریهپردازی تخصصی» تفاوتی بنیادین وجود دارد. پرداختن به تحلیلهای فقهی، تفسیرهای عمیق و ارائهٔ نظریه در مسائل پیچیدهٔ فقهی تنها در شأن کسانی است که سالیان دراز به تحصیل این علوم پرداخته و با اصول، مبانی، اصطلاحات و ظرافتهای فنی آن آشنایی همهجانبه یافتهاند؛ زیرا نادیده گرفتن این واقعیت گاه میتواند به طرح شبههها و گمراهی اندیشهها بینجامد.
در همین زمینه، یکی از نویسندگان در شمارهٔ چهلوششم مجلهٔ «کیان» در مقالهای با عنوان «از فقه جواهری تا فقه المصلحه» به بررسی مفهوم مصلحت در اندیشهٔ فقهی امام خمینی(ره) پرداخته و کوشیده است به گمان خود یکی از ابعاد کمتر مورد توجه در اندیشهٔ ایشان را تبیین کند. وی با تکیه بر مطالب مطرحشده در مقالهٔ خویش، امام خمینی را «فقیه دوران گذار» نامیده است؛ گذاری از فقه جواهری به فقه المصلحه و نیز گذار از وضعیت سنتی به وضعیتی مدرن. این برداشت بهگونهای القا میکند که گویی فقه جواهری در تقابل با عنصر مصلحت قرار دارد و امام خمینی با فاصله گرفتن از فقه سنتی ـ یا به تعبیر خود ایشان فقه جواهری به شیوهای دیگر روی آورده که میتوان آن را «فقه مدرن» نامید؛ برداشتی که خود محل بحث و تأمل جدی است.