لغت نامه دهخدا
قهر و تهر. [ ق َ رُت َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) قهر و غلبه. قهر و خشم.
قهر و تهر. [ ق َ رُت َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) قهر و غلبه. قهر و خشم.
خشم و غضب: حرف شما موجب قهر و تهر او شد.
💡 (فرشتگان اطراف شياطين را با قهر و غلبه مى گيرند و با تيرهاى شهابى فروزانآنان را مورد حمله قرار مى دهند و تير باران مى كنند).(72)
💡 روی و مویشگر بصحرا ناوریدی قهر و لطف کافری بی برک ماندستی و ایمان بینوا
💡 نازم آن دل کز غرور و قهر و نازت کم نشد هر چه دیدی بیشتر عجز و نیاز و زاریم
💡 O كلمه ((صلوات )) از واژه ى ((صلو)) به معنى ورود در نعمت ورحمت است، بر خلاف واژه ى ((صلى )) كه به معناى ورود در قهر و غضب است. مانند: (تصلى نارا حامية )(477)
💡 لطمهای از شیر مرگ و زین پلنگان یک جهان قطرهای از بحر قهر و زین نهنگان صدهزار
💡 ترجمه: سرانجام هفتاد و دو دین یکی خواهد شد. سردفتر و رهبر آن مردی امین خواهد شد. ظالم به شیون و زاری خواهد پرداخت؛ و دلش پر از قهر و کین خواهد شد. اینچنین بودهاست و چنین خواهد شد.