قندیل کش

لغت نامه دهخدا

قندیل کش. [ ق ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) باد قندیل کش؛ بادی که بشدت وزد و چراغها و قندیلها خاموش کند:
که ایمن بود مرد بیدارهش
ز غوغای این باد قندیل کش.نظامی.

فرهنگ فارسی

باد قندیل کش بادی که بشدت وزد و چراغها و قندلیها خاموش کند.

جمله سازی با قندیل کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روضه‌ات را من هوادارم بجان قندیل‌وار آتشین دل در برم دایم معلق زین هواست

💡 بس نبود آنکه چو قندیل همی سوخت دلم تا در آن قندیل از بخت قضا سنگ افتاد

💡 نشئه می سازند رنگین نغمه می سازند خوش آتش قندیل و آب سبحه یک جا کرده اند

💡 در محراب مسجد ده شیر سنگ مرمری به اندازه ۱۲۶*۶۵ سانتی‌متر نصب است که در اطرافش آیات قرانی و در وسط نقش سرو و قندیل نقر شده و عبارت تاریخ ان بدین شرح است:

💡 در دوران حیات ابن بطوطه (۷۰۳–۷۷۹ ه‍.ق)، حرم دارای قندیل‌های نقره، پرده‌های ابریشمی و فرش‌های گوناگون بوده‌است و هنوز قبر هارون باقی بوده‌است.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز