غرور داشتن

لغت نامه دهخدا

غرور داشتن. [غ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نخوت داشتن. متکبر و خودبین و خودپرست بودن. مغرور بودن. ( ناظم الاطباء ):
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت.حافظ.

جمله سازی با غرور داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازخوردهایی که از برنامه «پرتو» می‌گرفتیم برای من خیلی جالب بود. مخاطبان تلویزیون از محتوای آن گفت‌وگوها اظهار خشنودی می‌کردند و نیز این‌که گروهی از مخاطبان از منظری خاص این گفت‌وگوها را می‌پسندیدند، چون در آن برنامه من احساسات خودم را پنهان نمی‌کردم و در طول برنامه غرور ملی خودم را به سبب داشتن چنین دانشمندانی بیان می‌کردم و این احساسات به ببینده‌ها هم منتقل می‌شد.

💡 قارون با داشتن آن ثروت عظيم مى توانست از هلاكت فرعون عبرت بگيرد و بهره اجتماعىاز آن ببرد و به وسيله آن تحصيل سراى آخرت بنمايد دنيا و ثروت دنيا يا لذات آنمذموم نيست، متاع دنيا به گونه اى است كه اگر در مسير كارهاى خوب و خير اجتماعى ازآن استفاده شود موجب فلاح است و اگر وسيله غرور و فريب كارى و ظلم و هوسرانى گرددسبب خذلان مى گردد، چه چيزى زشت تر از آن ؟

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز