طاق و ترنب

لغت نامه دهخدا

طاق و ترنب. [ ق ُ ت ُ رُمْب ْ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به طاق و طارم شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کرو فر طمطراق فروشکوه: نقل است که یک شب هارون الرشید فضل برمکی را... گفت که امشب مرا ببرمردی بر که مرا بمن نماید که دلم از طاق و طارم تنگ آمده است.

جمله سازی با طاق و ترنب

💡 چند گاهم حرم قرب خدا بود وثاق پس از آن بارگه پاک نبی طاق و رواق

💡 سهو کارا به تک خاک همی باید خفت طاق و ایوان به چه تا گنبد دوار کنی

💡 طاق ابروان رامش گزین، در حسن طاق و جفت کین بر زخمهٔ سحر آفرین، شکر ز آوا ریخته

💡 به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن

💡 بر بالای این طاق و در وسط سنتوری مثلثی شکل مرکزی نقش شیر و خورشید به رنگ زرد بر کاشی‌های هفت رنگ تصویر شده است.

اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز