لغت نامه دهخدا
صندلی سازی. [ ص َ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل صندلی ساز. شغل صندلی ساز. رجوع به صندلی ساز و صندلی شود.
صندلی سازی. [ ص َ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل صندلی ساز. شغل صندلی ساز. رجوع به صندلی ساز و صندلی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پَگفورد دیگر مثل سابق نیست؛ و بزودی صندلی خالی بری در شورای محله عامل تحریککنندهٔ بزرگترین جنگی میشود که شهرک به خود دیده است و اینکه چه کسی در انتخابات لبریز از احساسات تند و شدید با دورویی و افشا سازیهای غیرمنتظره پیروز خواهد شد؟
💡 در طول نوسازی که در پاییز ۲۰۰۹ خاتمه یافت، تمام صندلی و فرشها تعویض شدند و سیستم روشنایی صحنه نیز بهطور کامل به روز شد. جایگاه ارکستر بزرگتر شده که در نتیجه دو ردیف اول از صندلیهای تئاتر کم شدند. جایگاه کف روی یک آسانسور مکانیکی قرار میگیرد طوریکه در زمان کنسرت به سطح صحنه آورده شود. این نو سازیها توسط معماری جی سی جی شهر نیویورک طراحی شد.