لغت نامه دهخدا
سرکتاب باز کردن. [ س َ ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فال دیدن از کتاب. فال گرفتن. فال با کتاب. از کتابی مخصوص، گذشته و آینده کسی را گفتن. ( یادداشت مؤلف ).
سرکتاب باز کردن. [ س َ ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فال دیدن از کتاب. فال گرفتن. فال با کتاب. از کتابی مخصوص، گذشته و آینده کسی را گفتن. ( یادداشت مؤلف ).
فال دیدن از کتاب. فال گرفتن. فال با کتاب. از کتابی مخصوص گذشته و آیند. کسی را گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارها اتفاق افتاده است که به دلیل "بندِش" یا همان ریزش تونل قنات و تلاش برای باز کردن آن، آب انباشته شده پشت آن ناگهان و با فشار زیاد،کارگران را به داخل تونل کشیده و جسد قطعه قطعه شده مقنی ها از مظهر قنات خارج می شده است.
💡 قشر جزیرهای نماینگر ادغام شدن تلنسافالون و دیانسفالون بوده و با کنار زدن و باز کردن شیار طرفی به آرامی دیده میشود.
💡 جان به رشوت میدهم، باشد که بگشاید، نقاب چون کنم نتوان به جانی باز کردن روی دوست
💡 بعد از صدور حکم بازداشت حسن لاهوری به سمت خانه او رفتند. بعد از تلاش برای ورود به خانه و امتناع حسن لاهوری از باز کردن در با تماس مجوز شکستن در خانه صادر شد و بعد از چندین ضربه در خانه را باز کردند. [۱]
💡 قانون اساسی ۱۹۸۰ رئیسجمهور را به یک دوره هفت ساله محدود کرده بود ولی چون دو هوان هیچ تلاشی برای اصلاح این سند نکرد تا به او اجازه دهد دوباره در سال ۱۹۸۷ نامزد شود. با این حال، در حالی که حکومت او تا حدودی ملایم تر از پارک بود، او در برابر درخواستها برای باز کردن بیشتر رژیم مقاومت کرد.