زانو دار

لغت نامه دهخدا

زانودار. ( نف مرکب ) دارنده زانو. ذوالرکبه. || ( بال... ) در علم الحیاة ( بیولوژی ) ازانواع بالهای حیوانات بال دار است. رجوع به کتاب وراثت در بیولوژی تألیف دکتر عزت اﷲ خبیری ص 124 شود.

فرهنگ فارسی

دارنده زانو در علم الحیات از انواع بالهای حیوانات بالدار است

جمله سازی با زانو دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صورت احوال من بی خال عیب آن روز بود کز سر زانوی خود آیینه داری داشتم

💡 بهار 1613 دنگیز بیگ به دربار ایران رفت بر پايه گزارش ها دنگيز در حالی که برای بوسیدن پای شاه زانو زده بود، شاه عباس او را با لگد زد و دستور داد به دار بياويزندش.

💡 سری در پیش افکن یک نفس پاس دم خود دار که اهل دل کنند آیینهٔ خود چشم زانو را

💡 بتی چون ماه زانو زد میی چون لعل پیش آورد تو گویی تائبم حافظ ز ساقی شرم دار آخر

💡 مرا سرگشتگی نگذاشت بر زانو گذارم سر خوشا منصور کز دار فنا سر منزلی دارد

💡 جوراب ساق‌ دار زنانه نوعی جوراب است که مورد استفاده زنان و دختران قرار می‌گیرد. این نوع جوراب معمولاً بلندتر از جوراب‌های معمولی است و ممکن است تا زیر زانو، بالای زانو یا بالای ران را بپوشاند.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز