زانو به زانو شد

مترادف‌ها

نزدیک شدن، هم‌نشستن

لغت نامه دهخدا

زانو به زانو شدن. [ ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سنگینی بدن را از زانوئی به زانوی دیگر افکندن.

جمله سازی با زانو به زانو شد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتى كه قائم ما (عج ) ظهور كند و به مسجد كوفه بيايد، در اين مسجد، شيطان بهحضور آن حضرت مى آيد و زانو به زمين مى زند و مى گويد:

💡 رباط‌های کولترال داخلی و خارجی، مانع از حرکت بیش از حد زانو به طرفین می‌شوند. رباط‌های صلیبی قدامی و خلفی، حرکت جلو به عقب زانو را مهار می‌کنند.

💡 نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده در این غربت همین آیینهٔ زانو به ما مانده

💡 بس که با تردامنان زانو به زانو می کشید زنگ بدنامی گرفت آیینه زانوی دوست

💡 تا به زانو به گل از گریه فرو شد «عرفی» ور چنین گریه کند، تا مژه در گل برود

💡 دو دوست صمیمی در شب‌های سرد زمستان، کنار شومینه زانو به زانو شدند و ساعت‌ها درباره رویاها و اهداف آینده خود با هم صحبت کردند.

💡 شاگرد و استاد در گوشه کتابخانه قدیمی، زانو به زانو شدند تا با دقت و تمرکز بسیار زیاد، متون قدیمی و کمیاب را مطالعه کنند.

💡 پس از سال‌ها دوری و جدایی، دو برادر در میان جمعیت، ناگهان زانو به زانو شدند و با اشک و بغض، از روزهای گذشته سخن گفتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران