لغت نامه دهخدا
زانو به زانو شدن. [ ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سنگینی بدن را از زانوئی به زانوی دیگر افکندن.
زانو به زانو شدن. [ ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سنگینی بدن را از زانوئی به زانوی دیگر افکندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتى كه قائم ما (عج ) ظهور كند و به مسجد كوفه بيايد، در اين مسجد، شيطان بهحضور آن حضرت مى آيد و زانو به زمين مى زند و مى گويد:
💡 رباطهای کولترال داخلی و خارجی، مانع از حرکت بیش از حد زانو به طرفین میشوند. رباطهای صلیبی قدامی و خلفی، حرکت جلو به عقب زانو را مهار میکنند.
💡 نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده در این غربت همین آیینهٔ زانو به ما مانده
💡 بس که با تردامنان زانو به زانو می کشید زنگ بدنامی گرفت آیینه زانوی دوست
💡 تا به زانو به گل از گریه فرو شد «عرفی» ور چنین گریه کند، تا مژه در گل برود