لغت نامه دهخدا
روح الامین خان. [ حُل ْ اَ ] ( اِخ ) رجوع به روح بلگرامی شود.
روح الامین خان. [ حُل ْ اَ ] ( اِخ ) رجوع به روح بلگرامی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمع ما برخاست بنشان ای پسر مصباح را ساقیا روح الامین با ماست در ده راح را
💡 صدیقه آن که کرده پی کسب عزوجاه روح الامین ز روز ازل خدمتش قبول
💡 ز هی سعادت من گر نسیم باد شمال که در ادای رسالت بود چو روح الامین
💡 دلیل جذبه و، محمل قطار هفت فلک پیاده شاطر روح الامین، براق استر
💡 آخر همه صورت مبین بنگر به جان نازنین کز تابش روح الامین چون چرخ شد روی زمین
💡 دکتر محمود روح الامینی در ۱۷ اسفند ۱۳۸۹ خورشیدی بر اثر سکته مغزی در تهران درگذشت.