ذی مروه

لغت نامه دهخدا

( ذی مروة ) ذی مروة. [ ] ( اِخ ) جائی از مدینة که وفد مصریان آنگاه که برای عزل عثمان بمدینة آمدند در آنجا منزل کردند. ( حبیب السیر جزو 4 از ج 1 ص 172 س آخر ).

جمله سازی با ذی مروه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تكرار تسبيح، نه فقط در نماز، بلكه در مناسك حج مطرح است. هنگام نظر بهحجرالاسود، بهنگام سعى بين صفا و مروه و موارد ديگر تكرار تسبيح سفارش ‍ شده است.

💡 اشارتست بصفوة دل دوستان در مقام معرفت، و مروه اشارتست بمروت عارفان در راه خدمت.

💡 2- كسى كه سعى بين صفا و مروه را انجام دهد، پاداش كسى را دارد كه پياده از شهرخودش به مكه براى انجام حج برود و پاداش كسى را دارد كه هفتاد كنيز مومنه را آزادكند.(250)

💡 امام عليه السلام: آيا سعى ميان صفا و مروه را به جاى آوردى و در ميان آن دو مشى و تردّدداشتى ؟

💡 ای کعبه با خرابات داری اگر چه دعوی کو آن مقام امن و در مروه ات صفا کو

💡 بینی از مروه میخانه صفای رخ دوست گر کنی سعی و در آن حلقه بیابی راهی