لغت نامه دهخدا
خوب رنگی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) خوب رنگ بودن:
تازه روئیش تازه تر ز بهار
خوب رنگیش خوبتر ز نگار.نظامی.
خوب رنگی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) خوب رنگ بودن:
تازه روئیش تازه تر ز بهار
خوب رنگیش خوبتر ز نگار.نظامی.
خوب رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناز خوبان را دگرگون کی کند اشک نیاز بر گلی بلبل کجا از گریه رنگی تازه بست؟
💡 برو قصاب بیرون کن ز خاطر فکر ناطق را بر خوبان نداری هیچ جا در گفتگو رنگی