لغت نامه دهخدا
خایه کن. [ ی َ / ی ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) ماکیان که تخم نهد. ( آنندراج ). ماکیانی که تخم کند. ( ناظم الاطباء ). بَیوض.
خایه کن. [ ی َ / ی ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) ماکیان که تخم نهد. ( آنندراج ). ماکیانی که تخم کند. ( ناظم الاطباء ). بَیوض.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز زن بمزدی منکر شود ملیحک و هست هزار حمدان با دو هزار خایه گدا
💡 چنانکه میش کند بچه در نشیمن شیر چنانکه کبک نهد خایه در کنام عقاب
💡 آنکه چون خایه پوستین دارد تنگ در خود همی کشد، امّا
💡 پس آن مرغ تا بچه آرد برون نهد خایه از گرد خانه درون
💡 به ماکیان توزاهد مرا چه ربط وچه نسبت تو سبحهگیرکه من چون خروس خایه ندارم
💡 ترکی است که از غایت چابکدستی اندر شب تیره جفته بر خایه زند