لغت نامه دهخدا
( خارج آهنگ ) خارج آهنگ. [ رِ هََ ] ( ص مرکب ) آهنگ ناموافق و ناموزون. ( ناظم الاطباء ):
بفرمود تا آن دو سرهنگ را
دو کج زخمه خارج آهنگ را...نظامی.بمن بر شده لشکری دیده بان
همه خارج آهنگ وناخوش زبان.نظامی ( شرفنامه ص 470 ).
( خارج آهنگ ) خارج آهنگ. [ رِ هََ ] ( ص مرکب ) آهنگ ناموافق و ناموزون. ( ناظم الاطباء ):
بفرمود تا آن دو سرهنگ را
دو کج زخمه خارج آهنگ را...نظامی.بمن بر شده لشکری دیده بان
همه خارج آهنگ وناخوش زبان.نظامی ( شرفنامه ص 470 ).
( خارج آهنگ ) ۱. (موسیقی ) ناموزن.
۲. [قدیمی، مجاز] ناموافق، ناساز، ناهماهنگ: بفرمود تا آن دو سرهنگ را / دو کژزخمهٴ خارج آهنگ را (نظامی۵: ۸۴۳ ).
( خارج آهنگ ) ( صفت ) ۱ - مخالف آهنگ موسیقی ناساز. ۲ - نا موافق نا هماهنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خارج آهنگ بساط کفر و ایمانت که کرد بیتکلف خویش را چون نغمه برهرسازبند
💡 گر همه حرف حق است آندمکهگفتی باطلست هرچه بیرون آمد از لب، خارج آهنگ دلست
💡 ولی خارج آهنگ شد تار قانون شد آن دم که ساز دعا را کنم شد
💡 تلاش برتری از حد، خلاف فرهنگ است برون ز پرده چو شد نغمه، خارج آهنگ است
💡 زحرف زهد به میخانه دم مزن بیدل که تار سبحه درین بزم خارج آهنگ است