جای خالی کردن
مترادفها
خالی گذاشتن، تهی کردن
متضادها
پر کردن
لغت نامه دهخدا
جای خالی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون رفتن از جای. فرار کردن:
وگر جای خالی کنیم از نبرد
ز گیتی برآرند یکباره گرد.نظامی.
فرهنگ فارسی
بیرون رفتن از جای
جمله سازی با جای خالی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیئت مدیره هلدینگ گروه تیکیاو متشکل از دوازده عضو است که پنج نفر نماینده دبلیودبلیوئی و هفت نفر نماینده اندیور هستند.در حال حاضر، یک جای خالی به دلیل اسعفای وینس مکمن که سابقا رئیس هیئت مدیره بود، وجود دارد.
💡 از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک امن و شراب بیغش معشوق و جای خالی
💡 فقدان جای خالی شغل ممکن است کارگران را نگران کند که مصرف خود را کاهش دهند.
💡 به همه کس و مخصوصاً شاه نشان دادند که سپاهی زیاد است ولی مرد کم است (این نوشتهٔ هرودوت جملههای متناقض دارد: اگر جای خالی فوراً پر میشد و با وجود تلفات عقب نمینشستند چگونه میتوان گفت که مرد کم بود.
💡 حفره الکترونی منطقهای از یک نیمهرسانا یا عایق است که الکترون مفقودی در آن وجود دارد. این ناحیه، جای خالیای در باند ظرفیت است و میتوان آن را به عنوان ذرهای با بار مثبت تصور کرد.