تفسیر ثعالبی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تفسیر ثعالبی، تألیف ابوزید، عبدالرحمان بن محمد بن مخلوف ثعالبی (ثعالبی، به کسانی گفته می شود که در تهیه و فروش پوست ثعلب (روباه) دست دارند.) متوفای ۸۷۶ از مفسرین اهل سنت می باشد.
تفسیر ثعالبی خلاصه تفسیر ابن عطیه المحرر الوجیز است. از آنجا که تفسیر ابن عطیه در بلاد مغرب اسلامی از جایگاه مهمی برخوردار بود و در میان علم و دانشمندان آن دیار دست به دست می گشت؛ ثعالبی آن را خلاصه کرد. او روایات تفسیری بیشتری از تفسیر طبری برگزیده و نکات ادبی و قرائات را نیز _به طور کوتاه_ آورده است ولی شواهد شعری ابن عطیه را به جهت رعایت اختصار حذف کرده است.
اسرائیلیات در تفسیر ثعالبی
وی از کسانی است که نتوانسته اند خود را از چنگال نیرومند اسرائیلیات نجات دهند؛ و اسرائیلیات، در جای جای تفسیرش راه یافته است؛ گرچه گاهی به اسرائیلی و بی اعتبار بودن داستانی که آورده است نیز اشاره می کند. این تفسیر از این جهت که خلاصه ای از عمده ترین تفاسیر سلف است مفید و در حد خود ارزشمند است.
منبع
معرفت، محمدهادی، تفسیر و مفسران، ج۲، ص۲۰۱.
...

جمله سازی با تفسیر ثعالبی

💡 بر پایهٔ منابع، اسفندیار بزرگترین پسر و جانشین گشتاسپ و همچنین نوهٔ لهراسپ است. او به دوره دوم، دودمان کیانیان تعلق داشته‌است. در اوستا نام مادر او Hutaosā- (که در تفسیر پهلوی آن و دیگر منابع اسلامی Hutōs نوشته شده) بوده و مادر او از خاندان نوذر بوده‌است. در ایادگار زریران گشتاسپ می‌گوید «هوتوس، خواهر و همسر من، که از او سی فرزند من زاده شده‌اند». دقیقی نام مادر او را ناهید آورده است که دختر قیصر روم بوده و شاه گشتاسپ به او کتایون می‌گفته. فردوسی و ثعالبی نام مادر او را کتایون می‌نویسند. بر پایهٔ گفتهٔ آنان، او دختر شاه روم (رومی که در شاهنامه آمده در اصل سرزمین سَرم(سلم) پسر فریدون هست، سَرمتی ها مردمانی ایرانی در قفقاز شمالی که امروزه آلانیا نامیده می شود)، بوده و هنگامی که گشتاسپ در آنجا بوده و دربار پدرش را با پرخاش ترک کرده بوده، با هم ازدواج کرده‌اند.

💡 مورخان او را مردی دانا، دانش‌پژوه و پرهیزکار معرفی کرده‌اند که همیشه لباس ساده می‌پوشید، گفتاری دل‌نشین و صورتی زیبا داشت و منطقی و مدبر بود. نوشته‌اند او هیچ‌گاه ادعای پیامبری نکرد و خود را پیرو بوندوس معرفی می‌کرد. از بین نوشته‌های خشم‌آلود و دشنام‌گونهٔ ثعالبی می‌توان متوجه شد که او به مردم عشق می‌ورزید. او تفسیری جدید و بدیع از دین زرتشت ارائه کرده‌است. خواجه نظام‌الملک در معرفی مزدک نوشته‌است که «... نخستین کسی که اندر جهان مذهب معطه آورد، مردی بود که اندر زمین عجم بیرون آمد او را موبد موبدان گفتند و نام او را مزدک بامدادان...» و مسعودی مزدک را این‌گونه معرفی کرده‌است که او «اول کسی است که در شریعت زرتشت به تأویل و باطن پرداخت و از ظاهر بگذشت». اقبال لاهوری مزدک را پیغمبر مردم‌گرای ایران باستان معرفی کرده‌است.