تعلق یافتن
مترادفها
وابسته شدن، متصل شدن، پیوند خوردن
متضادها
جدا شدن، رهایی
لغت نامه دهخدا
تعلق یافتن. [ ت َ ع َل ْ ل ُ ت َ ] ( مص مرکب ) پیوستگی و اتصال و ارتباط یافتن. تعلق گرفتن. پیوند گرفتن:
چون تعلق یافت نان با بوالبشر
نان مرده زنده گشت و باخبر.مولوی.و رجوع به تعلق و دیگر ترکیبهای آن شود.
جمله سازی با تعلق یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از β-اسکلتهای مبتنی بر دایره برای یافتن زیرگرافهای مثلثبندی با وزن کمینهی یک مجموعه از نقاط استفاده میشود: برای مقادیر به اندازۀ کافی بزرگ β، هر یال β-اسکلت به مثلثبندی با وزن کمینه تعلق دارد. اگر نقاط ورودی با این یالها یک گراف همبند را تشکیل دهند، یالهای باقیماندۀ مثلثبندی با وزن کمینه با برنامهنویسی پویا در زمان چندجملهای به دست میآیند. البته مسئلۀ مثلثبندی با وزن کمینه در حالت کلی انپی-سخت است و یالهای به دست آمده با این روش الزاماً یک گراف همبند درست نمیکنند.