لغت نامه دهخدا
باب لت. [ ب ُ ل ُ ] ( اِخ ) قریه ایست در جزیره بین حران و رقه. ( معجم البلدان ) ( مراصدالاطلاع ).
باب لت. [ ب ُ ل ُ ] ( اِخ ) قریه ایست در جزیره بین حران و رقه. ( معجم البلدان ) ( مراصدالاطلاع ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز اشک دیده بسی فتح باب یافت ولیک ز هیچ دستی از جود فتح باب نیافت
💡 7 - باب وجوب يقين داشتن به خداوند در رساندن روزى و عمر و نفعضرر
💡 البته باید این را هم گفت که در انجیل یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۶ و ۱۷ آمده
💡 او راست از زمانه اقبال انقیاد و او راست از ستاره تایید فتح باب
💡 اگر چه صد در توفیق باز شد صائب گدای ما ز در دل به هیچ باب نرفت
💡 خواندیم از کتاب طبیعت هزار باب دیدیم بهتر از همه باب محبت است