لغت نامه دهخدا
افسوس داشتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) حسرت داشتن. ( ناظم الاطباء ):
خوش افسوسی ز قتل من بت خونخوار من دارد
که انگشتی بخون آلوده دائم در دهان دارد.اثر شیرازی ( از آنندراج ).
افسوس داشتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) حسرت داشتن. ( ناظم الاطباء ):
خوش افسوسی ز قتل من بت خونخوار من دارد
که انگشتی بخون آلوده دائم در دهان دارد.اثر شیرازی ( از آنندراج ).
حسرت داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولى افسوس كه مسلمانان با داشتن يك چنين دستور صريح و روشنى گويا همه چيز رابه دست فراموشى سپرده اند، نه از فراهم ساختن نيروهاى معنوى و روانى براى مقابلهدشمن در ميان آنها خبرى هست، و نه از نيروهاى اقتصادى و فرهنگى و سياسى و نظامى، وعجب اين است كه با اين فراموشكارى بزرگ و پشت سر انداختن چنين دستور صريح بازخود را مسلمان ميدانيم، و گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام ميافكنيم و مى گوئيماگر اسلام آئين پيشرفت و پيروزى است پس چرا ما مسلمانها عقب افتادهايم ؟!.
💡 از سراغ رفتگان دل جمع باید داشتن کان همه آواز پا، جز در کف افسوس نیست