افرینندگی

مترادف‌ها

آفرینش، خلق کردن

متضادها

نابودی، ویرانی

فرهنگستان زبان و ادب

آفرینندگی
{creativity} [روان شناسی] توانایی ایجاد اندیشۀ نو و بی سابقه ای که سودمند یا جذاب یا معنادار باشد متـ. خلاقیت

جمله سازی با افرینندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امیرجلال‌الدین اعلم که معتقد بود سه عرصه ادبیات، فلسفه و هنر ارتباط خیلی نزدیک و تنگاتنگی با هم دارند، به کار و ترجمه کتاب‌های هنری نیز بسیار علاقه‌مند بود. فیلم‌نامه «ماجراهای نیمروز» نوشته کارل فورمن و کتاب «انگیزه آفرینندگی در سیر تاریخی هنرها» اثر دنیس اسپور از ترجمه‌های اعلم در این زمینه هستند.

💡 افزون بر اینها در کنار آفرینندگی‌های هنری، آناتومی را در دانشگاه تهران می‌آموزاند. او در سال‌های پایانی زندگی، بوم نقاشی و قلم مو را کنار نهاد و بیشتر به خواندن نوشته‌های ادبی و بازنگری غزلیات حافظ و همچنین کشاورزی پرداخت. ۱۷۰ تابلوی ارزشمند این هنرمند بزرگ در دو رخداد آتش‌سوزی خاکستر شدند.

💡 مفهوم افرینندگی در متون کهن و فلسفی، به قدرت بی‌نهایت و بیکران خداوند در خلق جهان و تمام موجودات زنده و غیرزنده در این هستی اشاره دارد.

💡 هنرمندان بزرگ همواره تلاش می‌کنند تا با استفاده از خلاقیت خود، جلوه‌ای از قدرت افرینندگی و زیبایی‌های بی‌نظیر هستی را در آثار هنری‌شان متجلی کنند.

💡 بررسی دقیق ویژگی‌های افرینندگی در طبیعت، ما را به درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های زیستی و نظم بسیار بی‌نظیر موجود در کل نظام خلقت می‌رساند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران