لغت نامه دهخدا
اشخاص کردن. [اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گسیل کردن. روانه کردن. فرستادن: سلطان اَشخاص را در طلب او اِشخاص کردو در گرد مرکب او نرسیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
اشخاص کردن. [اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گسیل کردن. روانه کردن. فرستادن: سلطان اَشخاص را در طلب او اِشخاص کردو در گرد مرکب او نرسیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولویتهای شهرداری در سال ۱۴۰۰ جمع کردن کودکان کار، کارتن خوابها، مناسبسازی مکانها برای اشخاص کمتوان و معلولین، بهکارگیری بانوان در سطح مدیران میانی، پروژههای ایجاد خطِ دو مترو، مسیردوچرخه، سالن تئاتر، میدانگاه مشاهیر، پارک خانواده، موزه، ایجاد میزهای محلات، اقتصاد، فرهنگ و هوشمندسازی بود.
💡 آنچه در نظر ما اهمیت اجتماعی بسیار دارد هدفی است که ارسطو برای تراژدی معین میکند؛ یعنی تزکیه، که عبارت باشد از منزه کردن تماشاگران به وسیلهٔ تقلید اعمالی که ترس و ترحم برمیانگیزد. این تزکیه بر اساس عمل روانی خاصی انجام میگیرد: بر اساس استغراق تماشاگر در اشخاصی که رفتارشان توسط بازیگران تقلید میشود.