لغت نامه دهخدا
( آبرومندی ) آبرومندی. [ ب ِ م َ ] ( حامص مرکب ) عفت. عفاف. شرف. شرافت.
( آبرومندی ) آبرومندی. [ ب ِ م َ ] ( حامص مرکب ) عفت. عفاف. شرف. شرافت.
( آبرومندی ) آبرومند بودن.
( آبرومندی ) آبرومند بودن شرف شرافت عفت.
عفت شرافت
[ویکی فقه] آبرومندی. آبرومندی، تلاش برای حفظ آبرو وجلوگیری از اموری که باعث ریختن آبرو می شود.
واژه آبرو، مرکّب از « آب » و «رو» (روی) به معنای اعتبار، حرمت، شرف، وجاهت، عِرض،
دهخدا، ج ۱، ص ۲۱، «آبرو».
هیچ یک از این دو واژه، در قرآن نیامده است، «وجیه» به معنای آبرومند، فقط دوبار در قرآن کریم آمده است،
آل عمران/سوره۳، آیه۴۵.
قرآن کریم، انسان را موجودی برخوردار از کرامت و شرافت ذاتی دانسته: «وَ لَقد کَرّمنا بَنی ءَادَم»
اسراء/سوره۱۷، آیه۱۷.
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده. خدای من و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه تهیدست، بیچیز، عریان، نیازمند، پریشان، دچار هجران، گرسنه، تشنه است و انتظار میبرد که چه کسی به او احسان میکند، یا چه بسا بنده آبرومندی که نزد تو از من آبرومندتر و عبادتش برای تو بیشتر است،
💡 روی هم رفته وظیفه جمیع طبقات ملت این است که گفتار و کردار خود را با اصول شرافت و آبرومندی تطبیق کنند که چنانکه یکی از حکمای اروپا گفتهاست اگر بنیاد حکومت استبدادی بر ترس و بیم است بنیاد حکومت ملی بر شرافت افراد ملت است و مخصوصاً اگر متصدیان امور عامه شرافت را در اعمال خود نصبالعین خویش نسازند کار حکومت ملی پیشرفت نمیکند.
💡 مردم، دولتمردان و رؤسا به خاطر خیرخواهی و فضل و ورع و پاکدامنی و مروتش، به او اقبالی عظیم نشان میدادند. وی کمی پس از سال هفتصد و دوازده قمری دار فانی را وداع گفت.چنین نابینایانی با تلاش و کوشش توانستهاند نام نیک در تاریخ به یادگار بگذارند. با قناعت زندگی کرده و با تلاش به شغل سختی مثل کتابفروشی میپرداختند تا دستشان پیش دیگران دراز نباشد و با آبرومندی و وقار زندگی کنند.