لغت نامه دهخدا
فرمونی. [ ف ِ ] ( اِ ) به لهجه ٔآمل و نور نام نوعی درخت است. رجوع به فرمنی شود.
فرمونی. [ ف ِ ] ( اِ ) به لهجه ٔآمل و نور نام نوعی درخت است. رجوع به فرمنی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 S. oryzae نر یک فِرِمون مرکب به نام sitophilure ((4S,5R)-5-Hydroxy-4-methylheptan-3-one) تولید میکند که نرها و مادهها به سمت آن کشیده میشوند. نسخه سنتز شده این ماده نیز موجود است که شپشک برنج، سرخرطومی ذرت و سرخرطومی دانه را جذب میکند. مادهها نیز فرمونی تولید میکنند که فقط نرها را جذب میکند.
💡 تلههای فرمونی نیز یک ابزار تشخیصی مؤثر هستند و گاهی اوقات میتوانند ابزار کنترلی مؤثری برای محافظت از لباسهای ارزشمند باشند.