غلامیه

لغت نامه دهخدا

( غلامیة ) غلامیة. [ غ ُ می ی َ ] ( ع اِمص ) کودکی. ( منتهی الارب ). اسم است از غلام. ( اقرب الموارد ). رجوع به غلام شود. || ( ص نسبی ) تأنیث غلامی. || ( اِ ) غلامیه یا جاریه غلامیه بعضی از کنیزان جوان که در حرم خلفای بغداد حکومت میکردند. رجوع به ذیل قوامیس العرب دزی شود.

جمله سازی با غلامیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلمه بزق از ترکی آمده و باشی-بزق، نامی است که به سربازان عثمانی داده شده و به معنای «سر سوخته» یا «ریشه کن» است. بزق که ساز مهمی در کارنامه رهبانی است، ابزاری ترکیبی است که در زمره سازهای کلاسیک موسیقی عربی یا موسیقی ترکی طبقه‌بندی نمی‌شود. با این حال، ممکن است این ساز با ساز باغلاما در ترکیه پیوند داشته باشد. نوازندگان نامدار لبنانی این ساز زکی نسیف، فیلمون وهبی، برادران رحبانی، رومئو لاهود، ولید غلامیه و بوگوس گلالیان هستند.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز