عنب الثعلب

لغت نامه دهخدا

عنب الثعلب. [ ع ِ ن َ بُث ْ ث َ ل َ ] ( ع اِ مرکب )میوه گیاهی سرخ و گرد که تاجریزی و داردست و سپنگور و روپاس نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). سگ انگور. ( آنندراج ). سگنگور. ( دهار ). نباتی است که بستانی آن کاکنج و بری آن فنا نامیده میشود. ( از اقرب الموارد ). رَزَه. ( لغت محلی شوشتر - خطی ). رجوع به تاجریزی شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- تاجریزی ۲- کی از گونه های تاجریزی که در فارسی بنام سگ انگور موسوم است.
قسمی عنب الثعلب یا گیاهی ماننده بعنب الثعلب است

جمله سازی با عنب الثعلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حکیم مومن ذیل مطلب مطبوخات در قسم دوم از کتاب تحفه حکیم برای نضج خلط سودا ناشی از صفرای سوخته این نسخه را تجویز فرموده است: آلو بخارا پانزده مثقال، پوست ریشه کاسنی، گل بنفشه، عنب الثعلب، پرسیاوشان، شاهتره خشک، آمله پوست کنده، تخم خیار، شکوفه غافت از هر یک سه مثقال، عناب و سپستان هر یک بیست دانه، تخم کاسنی، گل گاو زبان و گل سرخ از هر یک دو مثقال، در سیصد مثقال آب بجوشانند تا یک چهارم آن بماند، با ترنجبین و شیرخشت مخلوط کرده و میل شود.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز