شعر تعلیمی

دانشنامه آزاد فارسی

شعری که هدف شاعر از سرودن آن، تعلیم و آموزش است. شعر تعلیمی دو نوع است: شعر تعلیمی آموزشی و شعر تعلیمی اخلاقی. نوع اول آن است که شاعر، قالب شعر را برای آموزش علمی خاص مانند نجوم، طب، لغت، فلسفه استفاده می کند و مفاهیم و موضوعات مورد نظر خود را به نظم آموزش می دهد. این نوع از شعر تعلیمی در ادبیات فارسی و عربی کاربرد زیادی داشته است. مثلاً کتاب دانش نامۀ میسری که در سال های ۳۶۰ تا ۳۷۰ق سروده شده و موضوعات را در قالب ۵هزار بیت آموزش می دهد؛ یا کتاب معروف نصاب الصبیان از ابونصر محمد بن ابی بکر فراهی (متوفی ۶۴۶ق) که برای آموزش لغات به کودکان سروده شده است. از دیگر کتاب های این نوع می توان به کتاب های الفیۀ ابن مالک در تعلیم صرف ونحو عربی و منظومه حاج ملا هادی سبزواری در منطق و حکمت اشاره کرد، که هر دو این کتاب ها به عربی به نظم درآمده است. نوع دیگر شعر تعلیمی، شعر اخلاقی است، مضمون عمدۀ این نوع شعر دعوت به خیر اخلاقی، نشان دادن راه صلاح و نجات و برحذرداشتن از شرّ و بدی است. این نوع شعر در ادبیات فارسی گسترۀ وسیعی دارد و البته برخلاف نوع اول منحصر به شعر نمی شود بلکه نثر تعلیمی نیز در این معنا در ادب فارسی زیاد است. از برجسته ترین نمونه های شعر و نثر تعلیمی در ادبیات فارسی کتاب هایی چون قابوس نامه، مثنوی مولوی، بوستان و گلستان سعدی، جام جم اوحدی است. این نوع از ادبیات تعلیمی اعم از شعر و نثر در آثار گذشتۀ ادب فارسی با نام هایی مانند تحقیق، زهد، پند، حکمت، تعلیم و وعظ یاد شده است. از بهترین نمونه های این نوع شعر تعلیمی در ادبیات اروپا می توان به کمدی الهی دانته و بهشت گمشده جان میلتون اشاره کرد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تعلیم، آموختن و یاد دادن است و وعظ و حکمت، پند دادن و اندرزگویی.
تعلیم، آموختن و یاد دادن است و وعظ و حکمت، پند دادن و اندرزگویی.
عرفان
و معنی عرفان، شناخت خداوند یا وقوف به دقایق و رموز چیزی است که در مقابل علم سطحی قرار می گیرد.
شعر تعلیمی
شعر تعلیمی آن است که هدف سراینده ی آن آموزش اخلاق و تعلیم اندیشه های پسندیده مذهبی و عرفانی یا علوم و فنون باشد.
انواع شعر تعلیمی
...

جمله سازی با شعر تعلیمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرن ششم و هفتم هجری با اوج‌گیری تصوف مصادف است، که زمینهٔ گسترش آن از قرن پنجم هجری با پاسخگویی ابوحامد محمد غزالی به «شبهات» و ایجاد آشتی بین شرع و تصوف فراهم شده‌بود. در این دوران بسیاری از مشایخ صوفیه از جمله عبدالقادر گیلانی و شهاب‌الدین عمر سهروردی ظهور کردند. بسیاری از مکتب‌های صوفیه از جمله قادریه، سهروردیه و کبرویه بنیان‌گذاری شدند و خانقاه‌های بسیاری ساخته‌شدند. بسیاری از امرا، وزرا و سلاطین ازجمله مستنصر عباسی، طغرل سلجوقی و خواجه نظام الملک طوسی از مشایخ صوفیه حمایت کردند. در این دوره، عناصر صوفیانه در اشکال مختلف به شعر و نثر فارسی راه یافت و عالی‌ترین مظاهر شعر تعلیمی در حدیقهٔ سنایی و بعد از آن در اشعار عطار نیشابوری و مولوی نمایان شد. سهروردی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم فلسفهٔ اشراق را با استفاده از آثار صوفیه، منابع فلسفهٔ یونانی و حکمت خسروانی پایه‌گذاری کرد. فلسفهٔ اشراق هم مبتنی بر استدلال عقلی و هم سیر و سلوک عرفانی است. او در صدد زنده کردن حکمت ایرانی در بین ایرانیانی بود که دین اسلام را پذیرفته بودند و ختم شدن حماسهٔ پهلوانی به حماسهٔ عرفانی یکی از ابعاد تحولی است که در این دوران به وقوع پیوست.

💡 مولوی همچنان که شعر تعلیمی عرفانی را با مثنوی معنوی به کمال رساند، غزل عرفانی را نیز به چنان حدی از کمال ارتقا داد که غزلهای عرفانی سعدی، اگرچه در غزل عاشقانه، استاد بی‌بدیل ادب فارسی است و غزلهای شورانگیز عراقی، در جنب آن، چندان درخششی ندارند. چنان‌که غزلهای عرفانی شیرین مغربی و شاه نعمت‌الله ولی و حتی خاتم شاعران کهن، نورالدین عبدالرحمن جامی نیز در قیاس با غزلهای مولوی وزن چندانی ندارند. گرایش سعدی به عرفان که بخشی از غزلهای او را در کنار غزلهای عاشقانه‌اش رنگی از عرفان معتدل و مبتنی بر شریعت و زهد بخشیده‌است، راه را برای حافظ شیرازی در قرن هشتم‌ق هموار کرد، تا بتواند از تلفیق غزل عاشقانه و غزل عارفانه، که اولی به همت سعدی و دومی با مولوی در قرن هفتم‌ق به کمال رسیده بود، راه سومی در غزل فارسی پدیدآورد که به مدد استعداد و نبوغ خارق‌العاده‌اش با خود وی به کمال رسید، تا آنجا که از شاعران بسیاری که راه او را ادامه دادند، هیچ‌یک نتوانستند در عمق معنی و ظرافت و زیبایی صورت، به کمالی که او بدان دست یافته بود نزدیک شوند.