لغت نامه دهخدا
شرمنده کردن. [ ش َ م َ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خجل کردن. تخجیل. شرمسار کردن. شرمنده ساختن. ( یادداشت مؤلف ).
شرمنده کردن. [ ش َ م َ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خجل کردن. تخجیل. شرمسار کردن. شرمنده ساختن. ( یادداشت مؤلف ).
خجل کردن تخیل شرمسار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او تأثیر نوما پمپیلیوس در شکلدهی به جامعهٔ روم را بیشتر از آنِ رومولوس میداند و عقیده دارد که دین رومیان نقشی اساسی در انضباط سپاه و اتحاد مردم و تقویت نیکان و شرمنده کردن بدکاران داشتهاست. از دید ماکیاولی، نوما دین را ضروریترین ستون تمدن میدانست، و پایههای دین را در روم چنان استوار ساخت که تا اواخر جمهوری روم خداپرستی در هیچ کشوری بهاندازهٔ روم پایدار نبود. از دید او، دینی که نوما در روم رایج ساخت یکی از مهمترین علل آبادی و رفاه آن کشور بود.
💡 او میدید که رومیان براثر جنگجویی وحشی شدهاند، پس بر آن شد تا خوف دینی را در دلشان بیندازد و ایشان را دیندار کند تا روند مدنیت را بپیمایند. نیکولو ماکیاولی، فیلسوف سیاسی ایتالیایی، تأثیر نوما در شکلدهی به جامعهٔ روم را بیشتر از آنِ رومولوس میداند و عقیده دارد که دین رومیان نقشی اساسی در انضباط سپاه و اتحاد مردم و تقویت نیکان و شرمنده کردن بدکاران داشتهاست. از دید ماکیاولی، نوما دین را ضروریترین ستون تمدن میدانست؛ بهگونهای که از زمان نوما تا اواخر جمهوری روم خداپرستی در هیچ کشوری بهاندازهٔ روم پایدار نبود. از دید او، دینی که نوما در روم رایج ساخت یکی از مهمترین علل آبادی و رفاه آن کشور بود.