شاهفور
مترادفها
شاخ، قرن
لغت نامه دهخدا
شاهفور. ( اِخ ) شاهپور. شهفور. امام طاهربن محمد اسفراینی. شهیر به شاهفور ابوالمظفر. شافعی مذهب و مفسر و متکلم بوده. وی بسال 471 هَ. ق. درگذشته است. از اوست: تاج التراجم فی تفسیر القرآن للاعاجم. التبصرفی الدین و تمییز الفرقة الناجیة عن الفرق الهالکین. ( از معجم المؤلفین ج 5 ص 38 ) ( از تاریخ ادبیات دکتر صفا ج 2 ص 903 ).
فرهنگ اسم ها
اسم: شاهفور (پسر) (فارسی)
معنی: شاپور
جمله سازی با شاهفور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه تن از شاهنشاهان ساسانی و شخصیتهای مهم دیگری در دورهای بعد شاهنشاهی ساسانی به این نام شناخته شدهاند. نام شاپور برگرفته شده از ریشهٔ ایرانی باستان xšāyaθiyahyā-puθra به معنی «پسر پادشاه» است و در اصل باید عنوانی برای کسانی باشد که بعدها در قرن ۲ میلادی به عنوان نام شخصی بهکار گرفته شدهاست. اگر چه در اسامی پادشاهان پارتی در تواریخ عربی - ایرانی (همچون ابوریحان بیرونی) نیز دیده میشود. صورتهای دیگر این نام شامل پارتی šhypwhr؛ فارسی میانه با خط پهلوی کتیبهای šhpwhry (𐭱𐭧𐭯𐭥𐭧𐭥𐭩)؛ پهلوی - مانوی š’bwhr؛ پهلوی کتابنویس šhpwhl؛ ارمنی šapowh؛ سریانی šbwhr؛ سغدی š’p(‘)wr؛ یونانی Sapur ,Sabour و Sapuris؛ لاتین Sapores و Sapor؛ عربی سابور و شابور؛ و فارسی نو شاپور، شاهپور و شاهفور است.