جشور
لغت نامه دهخدا
جشور. [ ج ُ ] ( ع مص )دمیدن صبح. برآمدن و روشن شدن صبح. || غائب شدن و دور ماندن مرد از اهل خود. ( منتهی الارب ).
جشور. [ ] ( اِخ ) ( پل... ) مقاطعه ای است که در دو طرف شرقی اردن و شمالی باشان در نزدیکی کوه حرمون واقع است و دور نیست که جولان شمالی و لجاه را نیز شامل باشد و مقاطعه مذکوره در حصه سبط منسی بود.در زمان داود محل معتبر و مستقلی بود و اب شالوم بن داود پس از آن که دل از کار امنون پرداخت بدانجا گریخت و در حدود این مقاطعه جسری بر اردن استوار است که آن را جسر دختران یعقوب گویند. ( قاموس کتاب مقدس ).
جمله سازی با جشور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روایت بدین شیوه آغاز میشود که امنون به تامار تجاوز میکند. داوود با شنیدن خبر عصبانی شد اما امنون را مجازات نکرد زیرا او را بسیار دوست میداشت. ابشالوم اما کینه امنون را به دل گرفت؛ او ۲ سال بعد تمام پسران داوود را به یک مهمانی دعوت کرد و آنجا امنون را کشت و خود به قلمروی پدربزرگش که پادشاه جشور بود، گریخت. داوود نیز به مهمانی دعوت شده بود اما نرفته بود. نویسنده تلاش زیادی دارد که نشان دهد داوود از قصد ابشالوم اطلاعی نداشتهاست و این بخش شباهت زیادی به بیاطلاعی داوود از قتل ابنیر توسط یوآب برای انتقامگیری شخصی، دارد. داوود با شنیدن خبر بسیار غمگین شد و برای ۳ سال به عزای امنون نشست که باز به واکنشش به مرگ شائول و ابنیر شباهت دارد. بدین ترتیب، این احتمال به وجود میآید که داوود در توطئه مرگ امنون دخیل بودهاست. اینجا نیز (مانند یوآب در ماجرای قتل ابنیر) داوود ابشالوم را نفرین میکند اما مجازاتی برای او در نظر نمیگیرد. روی هم رفته احتمالاً داوود از جانب امنون (پسر ارشد و ولیعهدش) برای سلطنت خود احساس خطر میکردهاست. بعد از گذشت ۳ سال، نهایتاً به ابشالوم اجازه داده شد به اورشلیم بازگردد؛ در واقع، یوآب داوود را قانع کرد که این اجازه را صادر کند. بعد از بازگشت، داوود تا ۲ سال ابشالوم را به حضور نپذیرفت.