تربیت یافتن

لغت نامه دهخدا

تربیت یافتن. [ ت َ ی َت َ ] ( مص مرکب ) پرورده شدن. تعلیم گرفتن: ولیکن اگر در سلک صحبت اینان تربیت یافتی طبیعت ایشان گرفتی. ( گلستان ). || تفقد و بزرگداشت دیدن. توجه و مرحمت و لطف و اکرام یافتن:
گر این دشمنان تربیت یافتند
سر از حکم و رایت نه برتافتند.( بوستان ).

فرهنگ فارسی

پرورده شدن تعلیم گرفتن ولیکن اگر در سلک صحبت اینان تربیت یافتی طبیعت ایشان گرفتی یا تفقد و بزرگداشت دیدن توجه و مرحمت و لطف و اکرام یافتن.

جمله سازی با تربیت یافتن

💡 صفی از نخستین شاهزادگان صفوی بود که انحصاراً در حرمسرای سلطنتی پرورش یافته بود و پیش از تاج‌گذاری، هیچ مسئولیت سیاسی به عهده نداشت و برخلاف اجدادش، عهده‌دار حاکمیت هیچ ولایتی نیز نبود. صفی به‌طور کلی پادشاه خشنی بود و در اوایل سلطنتش، به دلیل ترس از دست دادن حکومت، بسیاری از اطرافیان خود، از جمله شاهزادگان صفوی و بزرگان گرجی‌تبار و بسیاری دیگر را به قتل رساند. در زمان او، سرداران بزرگ دوران شاه عباس، مانند امام‌قلی خان، زینل‌خان شاملو، داوود خان گرجی و علی‌مردان خان یا به قتل رسیدند، یا از کار برکنار شدند. به‌طوری که حتی سلطان‌العلماء آملی، وزیری که از انتهای پادشاهی شاه عباس در مقام صدارت (نخست‌وزیری) باقی مانده بود، نیز از خشونت‌ورزی‌های شاه صفی در امان نماند، و نه تنها مقام صدارت را در سال ۱۶۳۲ میلادی از دست داد، بلکه فرزندانش نیز به دستور شاه کور شدند. پس از وی، میرزا طالب اردوبادی به صدارت رسید. شاه صفی به دلیل اعتیاد به مواد مخدر و تربیت یافتن در حرم‌سرا، نه توانایی اداره کشور را داشت و نه علاقه‌ای به دخالت در امور مملکتی از خود نشان می‌داد؛ در نتیجه، امور را به وزیر خود ساروتقی اعتمادالدوله و رستم خان سپهسالار سپرده بود.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز