فرهنگ معین
(بَ بَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - فرزندان بشر. ۲ - انسان، آدم.
(بَ بَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - فرزندان بشر. ۲ - انسان، آدم.
فرزندان بشر.
انسان، آدم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ما بنی بشر را هم باور این سخت مولِم (دردآور) است که با این همه اِهِن و تُلُب به این جهان تشریف فرما شدهایم که اینطور تسلیم غریزه و روزمرِگی شویم. بهتر که بگوییم تیرخیش تغییر عالم است که خارخار ذهن ما است، نه خارِ کوچک گشنگی و عاشقی».
💡 دستهایش را دور هالتر وزنه چفت میکند، وزنه را لیفت میکند و روی سینه میبرد و ناگهان بدون بالای سر بردن آن را رها میکند و میاندازد. این حکایت مکرر کیانوش رستمی، سالار این سالهای وزنهبرداری است. مردی بعد از یک جین مدال جهانی و المپیک، ناگهان ساز مخالف کوک کرد و بدل به سولوئیست ناموزون ارکستر ورزش شد. همو که بعد از مدالهایش در برابر دوربینها با تفرعن و خودشیفتگی ادعا میکرد این مدال فقط و فقط نتیجهٔ تلاشهای خود اوست و هیچ بنی بشری از سرمربی گرفته تا فدراسیون تا حتی مجموعهٔ ورزش در آن ذرهای سهم نداشته. کیانوش به اندازهای این گزاره از اساس غلط را تکرار کرد که به این باور رسید که مدالها و موفقیتهایش نتیجهٔ کیفیت اوست و از همین رو به همه پشت کرد تا تنها باشد، تنها تمرین کند و تنها وزنه بزند.