لغت نامه دهخدا
انارجان. [ اَ ] ( اِخ )نام قریه ای از قراء نزدیک سهند. ( یادداشت مؤلف ).
انارجان. [ اَ ] ( اِخ )نام قریه ای از قراء نزدیک سهند. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکتر محمدامین ریاحی خویی در رابطه با این سخن اولیاء چلبی میگوید: سخن او دربارهٔ زنان مراغه، فصل رسالهٔ انارجانی را «تواظعات اناث تبریز» به زبان کهن یاد میآورد و معلوم میشود که خانه نشینی زنان و دوری آنها از اجتماع و بینیازی آنها از گفتگوهای دیوانی و بازاری سبب شده که طبعاً دگرگشتهای زبان در محاورات آنها کمتر و دیرتر اثر بگذارد.