اسطر

لغت نامه دهخدا

اسطر. [ اَ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ سَطر.
اسطر. [ اُ طُ ] ( معرب، اِ ) به یونانی ترازو را گویند و بعربی میزان خوانند.( برهان ). و این غلط است. رجوع به اسطرلاب شود. || ( اِخ ) نام پادشاهی نیز بوده است. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

بیونانی ترازو است

جمله سازی با اسطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اين مقام حضرت مولى فرموده اند كه: در اسطر لاب چندين صفحه داريم كه هر يك ازآن دو ريه اند و مطابق فن اسطر لاب در هر دو روى صفحه قواعد رياضى هيوى پيادهشده است روى هر صفحه براى افقى است كه در اين صفحات عمده آفاق ربع مسكون ومعموره آمده است.

💡 اما بعد؛ فهذه اسطر اعلقها على كتاب اعمال السنه للعلم الحجه الايه، المرحوم، الحاج ميرزا جواد آقا الملكى التبريزى - قدس اللّه روحه - ولست اريد بها ان امدح هذهالصحيفه الجليله، او اثنى على مولفه العظيم.

💡 راغب در مفردات مى گويد (سطر)، هم به فتحه سين و سكون طاء و هم به فتحه هر دواستعمال مى شود كه هم در كتابت و نوشته به رديف و هم در درختان كاشته شده به رديف، و هم در مردمى كه به رديف ايستاده باشند بكار مى رود، و جمع آن اسطر و سطور واسطار مى آيد.

💡 شيخ بهائى تحفه حاتمى را در هفتادباب در اسطر لاب نوشته است و خواجه طوسىبيست باب كه ملا عبدالعلى فاضل بيرجندى بر ان شرحى بسيار مفيد نوشته است وعبدالرحمن صوفى درترجمه جابر بن حيان آورده كه وى اسطر لابى بى نظير متضمنهزار و مساله نوشته است.

💡 يكى از آلات رصدى اسطر لاب است كه در نكته 667 فرمود: با اين آلت ارتقاع كواكب وتقويم ميل آنها و مقدار ساعات شبانه روز و بين الطلوعين وميل كلى و فصل سال و تحويل شمس به بروج و مطالع چه استوائيه و چه آفاقيه وعرض بلد و ارتفاع مرتفعات و عمق آبار و عرض انهار و درجات انحراف قبله و بلاد و...در مدت كمى بسيار سهل و آسان مى توان به دست آرود.