استانوس

لغت نامه دهخدا

استانوس. [ ] ( اِخ ) استانوز. قصبه کوچک ناحیه مرکزی، در انطالیه قضای مرکز سنجاق تکه از ولایت قونیه قریب 60 هزارگزی شمال غربی انطالیه، بساحل نهری بهمین نام. موقع آن مرتفع و هوایش معتدل و روح افزا و محل تابستانی انطالیه باشد. ( قاموس الاعلام ترکی ). || نام ناحیه ای و آن مرکب است از مرکز و 43 قریه و از طرف مغرب محدود است بسنجاق بوردور.
استانوس. [ ] ( اِخ ) استانوز. قصبه ایست در قضای مرکزی ولایت و سنجاق انقره ( انگوریه ) قریب به 25 هزارگزی غربی شهر آنقره، در محلی که نهر چارسو بشعبه آنقره از رودخانه سکاریه ریخته میشود، و وقتی در شمار مرکز ناحیه ملحق بقضای مرکز بوده است. ( قاموس الاعلام ترکی ).
استانوس. [ ] ( اِخ ) رودخانه ایست که از کوههای ناحیه ای بهمین نام سرچشمه گرفته و از دو نهر متحد در قصبه ٔاستانوس متشکل میگردد و پس از طی مسافت قریب 85 هزار گز به دریاچه کستل میریزد. ( قاموس الاعلام ترکی ).

جمله سازی با استانوس

💡 نینت دی والوا که در ششم ماه ژوئن ۱۸۹۸ در ایرلند به دنیا آمده بود. دومین دختر سرهنگ دوم توماس استانوس افسر ارتش بریتانیا و لیلیث استانوس یک شیشه‌ساز معروف بود در سال ۱۹۰۵ به انگلستان رفت تا با مادربزرگش در کنت زندگی کند.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز