اثله

لغت نامه دهخدا

( اثلة ) اثلة. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) واحد اَثل،بمعنی درخت شوره گز. || متاع خانه. || خواربار. || ساز و سامان. || بیخ. ( منتهی الارب ). || حسب: نحت در اثله؛ طعن ِ در حسب. || اصل چیز. ج، اَثلات.
اثلة. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است قرب مدینه در شعر قیس بن الخطیم:
واﷲ ذی المسجد الحرام و ما
جُلِّل َ من یمنة لها خُنُف
اِنّی لاهواک غیر ذی کذب
قد شَف منّی الاحشاءُ و الشَّغف
بل لیت أهلی و اهل أثْلةَ فی
دار قریب بحیث نختلف.
در تفسیر آن چنین گفته اند و ظاهر آن است که اسم زنی است. ( معجم البلدان ). || قریه ای است در جانب غربی بغداد بفاصله یک فرسنگ. ( معجم البلدان ) ( مراصد ). || موضعی است در بلاد هذیل.
اثله. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) رجوع به اَثلَة شود.

فرهنگ فارسی

موضعی است در قرب مدینه

جمله سازی با اثله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نجم الدوله در ذکر آمار مناطق اهواز در دوره ناصرالدین شاه می‌نویسد قریه اُمُّ تمیر در نیم فرسخی کریشان ساکنانش آل بو کردون هستند صد و بیست خانوار شیخ آنان بختیار است. آل بو کردها علاوه بر اقامت در مناطق غربی کارون همچون اُمُّ تمیر و کریشان در سال‌های بعد به مناطق شرقی کارون همچون روستاهای اثله یا گزلی، کوت عبدالله، کوت سید صالح، ابو دبس و عمیره نقل مکان کردند.

💡 روستای اثله یا گزلی مرکز اجتماع آل بو کردها یا کردانی‌ها سال‌ها بعد در زمان مظفرالدین شاه به روستای مظفریه تغییر کرد و رونق بسیاری یافت.

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز